خرید بک لینک

می دونم تا ته قصه جدایی در کمینه تو به من امید بده حرف من همینه

میدونم لحظه ی شوم نبودن و نزدیکه امید بده تا ندونم این دنیا چه تاریکه

تاریکه می دونم سخته با من باشی و بدونی باید بری و تنها شم نگو نتونی شاید

نمی گی از هجوم عشق من دلت می گیره می ترسی بدونم و دل از غصه بمیره

می میره سرنوشت سنگ و منم از جنس شیشه ام

برات مهم نباشه بعد از تو چی می شم

تو به من امید بده آرامش بگیرم

بگو بی من راحتی تا راحت بمیرم

F

برچسب: نویسنده: یاسین اکبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:10

حالا اون عاشقِ جوون و شاداز انتظارت پیر شدهگفته بودم یه روز میاینمی دونستم دیر شده آهای کجایی عشق منآهای عروسک خیالچی شد که عاشقت شدمچی شد شدی عشق محال آهای قرار من بگوچی بود گناه من فقطتا کی این انتظار و صبرعمرم رسید آخر خط آهای که یاد تو براممقدسه مثل نمازکجای دنیایی که مندلم برات تنگ شده باز من آرزومه که فقطصداتو بشنوم یه روزتو رو نمیدونم ، ولیمن که دوسِت دارم هنوز از اون منِ از عشقِ تو شا

برچسب: سلام,دورِ,کبود, نویسنده: یاسین اکبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:10

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: یاسین اکبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:10

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: دوست,داشتن, نویسنده: یاسین اکبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:10

آنچنان سوزانم! که نگاهم هر احساسی را به آتش می کشد! آنچنان محزون ، آنچنان غمگین که صدایم بغض سنگ را می شکند . . . دلت که آرام نباشد خنده ها و مسخره بازیهایت که هیچ بیخیالی هایت هم دردی دوا نمی کنند کافیست بهانه اش جور شود بغض امان نمیدهد همیشه دقیقآ وقتی پر از حرف هستی وقتی بغض میکنی وقتی دآغونی وقتی دلت شکسته دقیقا همین وقتا انقدر حرف داری که فقط میتونی بگی … . . . تو رفتی و اینها می مانند تا

برچسب: تنگه, نویسنده: یاسین اکبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:10

آهای تویی که از من با هر رنگ و فریبی می خوای دل ببری باز ولی با من غریبی اگه تو حقه بازی منم دستت را خوندم یکی دیگه را تو قلبم به جایه تو نشوندم اگه عشقه منی چرا با دیگرونی میخوای بری برو چرا دل میسوزونی ولی یه روز میاد که دیگه خیلی دیره یکی دیگه تو قلبم جایه تو را میگیره آهای تویی که از من با هر رنگ و فریبی می خوای دل ببری باز ولی با من غریبی اگه تو حقه بازی منم دستت را خوندم یکی دیگه را تو قلبم

برچسب: نویسنده: یاسین اکبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:10

شاکیم از خدا از زندگیم از روزی که بدنیا اومدم از روزی که عاشق شدم از روزی که وارد زندگیم شد شاکیم از خودم از تو از خدا از همه ... شاکیم که میگفتی دوسم داری اگ بری میمیرم ولی من رفتم اما اما چی اما تو زنده ای اما تو خوشی با دیگری هرروز چکت میکنم هرشب اما تو دیگه رفتی تو رفتی مال یکی دیگه اما بدون اگه رفتی این دلمم بردی کاش میموندی اگه بفهمی الان چه حالی دارم مینشستی و مث خودم گریه میکردی اما نمیفه

برچسب: دلنوشته,خودم, نویسنده: یاسین اکبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:10

صفحه بندی